کنارهگیری تیمهای صنعتی از لیگ برتر فعلاً منتفی شد؛ پای فدراسیون روی گلوی باشگاهها و ۳ راهکار عبور از بحران

با تعلیق لیگ، فعلاً کنارهگیری سپاهان و فولاد منتفی شده؛ اما فشار مالی فدراسیون و چکهای عقبافتاده میتواند بحران را تشدید کند. راهکارها چیست؟
تعلیق موقت تصمیمها در لیگ برتر، فعلاً خیال مدیران باشگاههای صنعتی را راحت کرده؛ دستکم در کوتاهمدت، خبری از کنارهگیری نیست.
در روزهایی که بحث دوبارهرو شدن لیگ برتر و زمان ازسرگیری آن جدی شده بود، وزارت صمت در نامهای که در فضای رسانهای مطرح شد، از عدم حضور «تا اطلاع ثانوی» دو تیم سپاهان و فولاد خوزستان صحبت کرد؛ به بهانه آسیب به برخی کارخانههای فولاد.. اما همین خبر، در عمل با تردید از سوی مدیران ارشد دو باشگاه روبهرو شد؛ آنها گفتند هنوز نامه رسمی مبنی بر عدم حضور دریافت نکردهاند.. با این حال، نگرانیها به همان جا ختم نشد و پای یک سؤال مهم را به میان کشید: اگر فشارهای اقتصادی روی صنایع آسیبدیده ادامهدار شود، باشگاههایی که ستون مالیشان به این صنایع تکیه دارد، چطور تاب میآورند؟
Misryoum در این ماجرا فقط با یک تصمیم اداری طرف نیست.. ریشه نگرانی از جنس «نقدینگی» است؛ همان چیزی که در فوتبال، هر لحظه میتواند از کاغذ به زمین مسابقه برسد.. وقتی جنگ و تبعاتش به بودجه و جریان درآمدی صنایع میرسد، اسپانسرها معمولاً با تأخیر و کاهش پرداخت مواجه میشوند.. در چنین شرایطی حتی اگر خودِ باشگاهها بتوانند هزینههای جاری را کوتاهمدت مدیریت کنند، ضربه اصلی معمولاً دیرتر و در قالب بدهیها ظاهر میشود؛ بدهیهایی مثل مطالبات معوق بازیکنان، هزینههای ثبت و نقلوانتقال، و تعهداتی که با «چک» گره خوردهاند.
اینجا همان نقطهای است که نقش فدراسیون فوتبال پررنگ میشود.. طبق سازوکار معمول، باشگاهها برای حضور در لیگ مبلغی به عنوان ورودی پرداخت میکنند و بازیکنان هم حق عضویت میپردازند؛ اما مسیر پرداخت در عمل طوری تعریف میشود که باشگاهها این ارقام را از قراردادها و تعهدات بازیکنان استخراج و به فدراسیون منتقل میکنند—آن هم با چک بانکی.. مشکل اینجاست که بعضی از این چکها، به گفته متنهای منتشرشده در فضای رسانهای، مدتها از موعد گذشتهاند.. همزمان دولت هم گفته برای عبور از بحران اقتصادی، درباره برخی بدهیها تنفس در نظر گرفته است؛ یعنی در بدنه اقتصاد، مفهوم «زمان برای نفس کشیدن» پذیرفته شده.. در چنین فضایی، فشار برای نقد کردن چکهای در اختیار فدراسیون—آن هم وقتی چرخه درآمد باشگاهها تکان خورده—میتواند بحران را به جای مدیریت، تشدید کند.
در واقع، حتی اگر خبر کنارهگیری صنعتیها جدی نباشد، پیامدش میتواند همین حالا شروع شده باشد: نگرانی از اینکه چرخ پرداختها از حرکت بیفتد.. باشگاهها بهطور طبیعی درگیر هزینههای سنگین هستند و کوچکترین اختلال در جریان پول، سرعت تصمیمگیری در نقلوانتقال و تمدید قرارداد را پایین میآورد.. از طرف دیگر، اگر الگوی «فشار مالی از بالا» تداوم پیدا کند، تیمها مجبور میشوند یا از سرمایه انسانی خودشان هزینه کنند یا ریسک شکایت و پروندههای حقوقی را بپذیرند؛ مسیری که معمولاً هم به آرامش تیمی لطمه میزند و هم فشار رسانهای.
خودِ این متن، یک نکته کلیدی را هم مقابل چشم میگذارد: تعلیق لیگ.. تصمیمی که در نهایت، با توجه به شرایط ایجادشده، اجرای کامل برنامه رقابتها را فعلاً به بعد از برگزاری جام جهانی موکول کرد.. این تصمیم اگرچه در ظاهر میتواند برای بعضیها «تعطیلی» به حساب بیاید، اما از نگاه مدیریت باشگاهها، یک فرصت تنفسی هم هست.. به بیان سادهتر: وقتی لیگ فعلاً تعلیق میشود، احتمال اینکه تیمی در میانه بحران مالی ناچار به کنارهگیری شود، کاهش پیدا میکند.. همین موضوع، فعلاً باعث شده کنارهگیری باشگاههای صنعتی از لیگ برتر منتفی شود.
اما بحران فوتبال فقط با تعلیق حل نمیشود.. یکی از دغدغههای جدی باشگاهها، شکایت بازیکنانی است که برای دریافت مطالبات خود به کمیته تعیین وضعیت فدراسیون فوتبال رجوع میکنند.. در چنین پروندههایی، زمانبندی صدور رأی میتواند سرنوشت نقدینگی یک باشگاه را تغییر دهد.. مدیران باشگاهها انتظار دارند کمیته تعیین وضعیت، آرای خود را با شرایط فعلی کشور همسو کند یا دستکم صبوری به خرج دهد.. اگر نتیجه پروندهها به شکل سریع و بدون توجه به شرایط اقتصادی گرفته شود، باشگاهها با موج مطالبات یکجا مواجه میشوند؛ موجی که معمولاً با تورم، کاهش درآمد اسپانسری و افت گردش بانکی همراه میشود و تصمیمگیری را سختتر میکند.
در کنار آن، یک لایه مدیریتی هم وجود دارد که کمتر در رسانه دیده میشود اما در عمل تعیینکننده است: هماهنگی میان باشگاهها برای کنترل هزینهها در نقلوانتقال.. بعضی مدیران در فصل نقلوانتقال دنبال این هستند که قراردادها را در چارچوبهای فشردهتر نگه دارند تا هزینههای فصل جدید پایین بیاید.. راه دیگر، تلاش برای اصلاح قراردادهای فعلی است؛ یعنی کاهش مبلغ قرارداد بازیکنان و مربیان با تعامل دوطرفه.. با این حال، همه چیز به رضایت طرف مقابل گره خورده است و تجربه سالهای اخیر نشان میدهد بسیاری از بازیکنان حاضر نیستند بهراحتی از بخشی از دستمزد خود بگذرند.. بنابراین باشگاهها باید همزمان دو مسیر را پیش ببرند: مذاکره برای کاهش هزینه و مدیریت حقوقی برای جلوگیری از فشارهای ناگهانی.
آنچه در مجموع باید روشن شود این است که «بحران باشگاهها» فقط یک موضوع ورزشی نیست؛ یک مسئله اقتصادیِ زنجیرهای است که از صنعت و بانک و قراردادهای معوق تا کمیتههای قضایی و زمانبندی تصمیمات فدراسیون کشیده میشود.. اگر فدراسیون واقعاً نقش حامی را جدی بگیرد، میتواند به جای تشدید فشار، سازوکارهایی برای همراستا کردن تعهداتش با وضعیت واقعی باشگاهها در نظر بگیرد؛ برای مثال ایجاد زمانبندی قابلاتکا در نقد کردن چکها یا هماهنگی رسمی در مدیریت مطالبات.. در مقابل، اگر فشار مالی بالا باشد، حتی منتفی شدن کنارهگیری در کوتاهمدت هم ممکن است فقط یک توقف موقت باشد؛ توقفی که بعداً خودش را در قالب پروندهها و ناتوانی در پرداخت نشان میدهد.. Misryoum معتقد است فوتبال، در چنین مقطعی بیش از هر چیز به مدیریت زمان، نه واکنشهای پرریسک، نیاز دارد—چون آینده لیگ، به ثبات مالی باشگاهها گره خورده است.