Iran News

میراث خانوادگی و مانورهای سیاسی؛ میراث‌دارِ صدر هنوز آرام نگرفت

مقتدی صدر با بیانیه‌ای تند درباره مدعیان نمایندگی امام زمان و همزمان موضع‌گیری‌های سیاسی، بار دیگر به قدرت موروثی و چرخش‌های پرریسک در عراق اشاره می‌کند. چرا این مدل نفوذ هنوز کار می‌کند؟

میراث خانوادگی و سیاست در عراق، گاهی در یک نقطه به هم می‌رسند و کارکردی دوگانه پیدا می‌کنند؛ مقتدی صدر نمونه‌ای است که در سال‌های اخیر دوباره در کانون توجه قرار گرفته است.

مقتدی صدر با بیانیه‌ای تازه—که به زبان عربی منتشر شده و با لحنی تند خطاب به مدعیان نمایندگی امام زمان (عج) یا مرجعیت دینی است—بار دیگر بحث‌ها را به سمت «خط اصیل» و «خالص ماندن مسیر» برد.. این اتفاق، اما فقط یک پیام مذهبی نیست؛ صدر در همان فضا همزمان درباره انتخابات آینده و مسائل منطقه‌ای نیز موضع می‌گیرد و همین هم‌زمانی، ذهن بسیاری را درگیر می‌کند که آیا این بیانیه صرفاً واکنش به یک جریان فکری است یا تکه‌ای از پازل سیاستِ قدرت.

برای فهم اینکه چرا صدر همیشه غیرقابل پیش‌بینی می‌ماند، باید کارنامه پرچالش او از روزهای پس از سقوط صدام را مرور کرد.. از همان آغاز مسیر، اقدام‌های ناگهانی و تصمیم‌های تند، یک الگوی تکرارشونده ساخت: از درگیری‌های مسلحانه گرفته تا تصمیم‌هایی که حتی برای بخشی از هوادارانش هم تعجب‌آور بود.. در نگاه عمومی، او هم‌زمان هم می‌تواند نماد مقاومت برای بخشی از شیعیان باشد و هم عامل بی‌ثباتی در مقاطع حساس.

نخستین نقطه تاریک در حافظه جمعی بسیاری از شیعیان، ماجرای قتل آیت‌الله عبدالمجید الخوئی در نجف در آوریل ۲۰۰۳ است.. پس از بازگشت او به نجف و چند روز بعد، در جریان درگیری‌های حرم امام علی (ع)، او و همراهش توسط افراد مسلح کشته شدند.. بسیاری، مسئولیت این حادثه را به شبه‌نظامیان وابسته به مقتدی صدر نسبت دادند؛ موضوعی که هرچند با گذر زمان پرونده‌اش به دلایل سیاسی بسته شد، اما اتهام و سایه آن در فضای مذهبی عراق باقی ماند.. همین نوع پرونده‌ها، به تدریج «هزینه» و «ابهام» را به سبک مدیریتی صدر پیوند زد.

بهار ۲۰۰۴ هم فصل دیگری از همین مسیر بود: تشکیل خودسرانه «جیش المهدی» و اشغال حرم امام علی (ع) بدون هماهنگی با مراجع تقلید.. درگیری نیروهای صدر با نیروهای آمریکایی صدها کشته بر جای گذاشت و نشان داد که قدرت سازمانی صدر، فقط در حرف و شعار خلاصه نمی‌شود.. برای جامعه‌ای که بعد از سقوط صدام دنبال نظم و مهار خشونت بود، این واقعه نه تنها خونین بود، بلکه یک پیام روشن هم داشت: چهره‌ای از میان نیروهای مردمی قادر است با یک تصمیم، سیاست و موازنه امنیتی را زیر سؤال ببرد.

بعدتر، در سال‌های اوج خشونت‌های فرقه‌ای، درگیری‌ها در بصره میان سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ بار دیگر مرکز توجه شد.. جیش المهدی به پاکسازی قومی سنی‌ها و درگیری با رقبای شیعه متهم شد و در سال ۲۰۰۸ هنگام عملیات «خاطره شجاعت» دولت مالکی، نیروهای صدر با ارتش عراق در بصره درگیر شدند؛ نتیجه این درگیری‌ها هم صدها کشته و زخمی بود.. هرچند صدر دستور آتش‌بس داد، اما همین رفت‌وبرگشت‌های نظامی نشان داد که حتی در تقابل با دولت هم‌جبهه‌اش هم می‌تواند به سمت رویارویی کشیده شود.

در کنار این بخش‌های میدانی، سیاست‌ورزی صدر هم مثل یک چرخ‌دنده بزرگ عمل کرده؛ چرخ‌دنده‌ای که گاهی به جای حرکت نرم، ناگهانی قفل می‌کند.. اعلام‌های مکرر «خروج از سیاست» از ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ حداقل ۹ بار تکرار شده است.. مهم‌ترین نمونه در ۲۰۲۲ بود؛ جایی که بعد از پیروزی در انتخابات و ناتوانی در تشکیل دولت مورد نظر، نمایندگانش از پارلمان خارج شدند، هواداران پارلمان را اشغال کردند و سپس دستور عقب‌نشینی ناگهان صادر شد.. برای عراق، چنین چرخش‌هایی یعنی نزدیک شدن به بحران سیاسی—نه فقط برای رقبا، بلکه برای خود مردم که هزینه بی‌ثباتی را دیر یا زود می‌پردازند.

یک نمونه دیگر از پیچیدگی رفتار سیاسی صدر، تغییر موضع او درباره اعتراضات ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ است.. او ابتدا از اعتراضات علیه فساد حمایت کرد، اما بعدتر نیروهایش برای سرکوب معترضان به کار گرفته شدند.. این فاصله میان شعارهای اولیه و تصمیم‌های بعدی، برای بسیاری از هواداران جوان ناامیدکننده بود؛ چون آن‌ها انتظار داشتند وزن اخلاقیِ مبارزه با فساد، در عمل هم ادامه پیدا کند.

حالا که به اقدامات تازه‌تر می‌رسیم، بحث «وراثت خانوادگی» پررنگ‌تر از قبل شده است.. تعیین برادرزاده به عنوان نایب در آوریل ۲۰۲۶، بار دیگر موضوع انتقال قدرت در جریان صدر را به بحث روز تبدیل کرد.. وقتی ساختار یک جریان مذهبی-سیاسی به تصمیم‌های خانوادگی گره می‌خورد، هم طرفداران آن را نوعی استمرار می‌بینند و هم منتقدان آن را تمرین کنترل.. این دو نگاه در عراق روی یک زمینه حساس می‌چرخند: مردم از یک طرف دنبال ثبات‌اند و از طرف دیگر از هیجان‌های ناگهانی خسته شده‌اند.

بیانیه تازه هم در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند: هشدار به مدعیان عرفان و نمایندگی، با تأکید بر «باطن» و «انحراف از خط اصیل».. وقتی چنین متنی منتشر می‌شود، پرسش‌هایی هم روشن می‌ماند: آیا مقصد، یک جریان مشخص فکری است یا تلاش برای بازتعریف مرزبندی در درون جماعت؟ صدر در همان زمان که چهره مذهبی‌اش را پررنگ‌تر می‌کند، در سیاست هم برای آینده برنامه می‌چیند؛ یعنی یک مدل «دو جبهه‌ای» که در آن کنترل روایت مذهبی، می‌تواند پشتوانه کنترل سیاسی باشد.

در واقع، قدرت مقتدی صدر فقط به لحظه‌های بحران برنمی‌گردد.. این قدرت ریشه در میراث خانوادگی دارد؛ او فرزند شهید محمد صادق صدر است و از پشتوانه شبکه‌ای گسترده از مدارس، مراکز خیریه و پایگاه مردمی پدر برخوردار بوده.. همین سرمایه موروثی، اجازه داده حتی بدون تکیه کامل بر مرجعیت سنتی، نفوذ گسترده‌ای در میان شیعیان عراق حفظ شود.. از نگاه تحلیلی، ترکیب «شبکه خانوادگی» با «سازمان‌دهی سیاسی-مذهبی» یک دوام نسبی ایجاد می‌کند: تا وقتی ساختارهای ارتباطی و حمایتی پابرجا باشد، شخصیت هم می‌تواند تغییرات تاکتیکی داشته باشد و همچنان از اعتبار اجتماعی استفاده کند.

برای مردم عراق، این مدل نفوذ دو پیام هم‌زمان دارد: یکی اینکه صدر می‌تواند به سرعت بسیج کند و در بزنگاه‌ها حضورش را تحمیل کند؛ و دیگری اینکه همین سرعت و چرخش‌ها می‌تواند هزینه‌های انسانی و سیاسی به بار آورد.. اگر بیانیه‌های مذهبی با مانورهای سیاسی ترکیب شوند، احتمالاً رقابت بر سر «تعبیر مسیر درست» تشدید می‌شود و فضا برای شکاف‌های درونی بیشتر خواهد شد.. در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا عراق در دوره بعدی—وقتی انتخابات و تنش‌های منطقه‌ای هم روی میز است—می‌تواند از چرخه تصمیم‌های ناگهانی عبور کند یا دوباره به سمت دوره‌ای از عدم قطعیت کشیده می‌شود.

Misryoum