مهدیه اسفندیاری: دانشگاه الزهرا خانه من است

مهدیه اسفندیاری، دانشآموخته دانشگاه الزهرا(س)، از نقش این دانشگاه در مسیر حرفهای و نیز تجربه بازداشت در فرانسه میگوید و میافزاید: «الزهرا خانه من است».
مهدیه اسفندیاری در مراسم استقبال، با لحنی آمیخته به صمیمیت گفت: «دانشگاه الزهرا خانه من است و نشستن در جایگاه مهمان برایم سخت است.»
او که از فعالان رسانهای است، روایت خود را به آموزشهایی گره زد که در دانشگاه الزهرا(س) آموخته؛ آموزشهایی که به باورش فقط یک مسیر درسی نبود، بلکه چارچوبی برای کار حرفهای ساخت.. اسفندیاری میگوید در دانشگاه یاد گرفته باید «در سمت درست ماجرا» ایستاد و روایت صادقانه را به مخاطب رساند؛ همان تاکید همیشگی که به گفته او در خبر، امانتداری حقیقت و انتقال درست معنا دارد.
در همین چارچوب، اسفندیاری توضیح میدهد هر اقدامی که امروز انجام داده، ریشه در همان آموزهها دارد.. او به علاقه شخصیاش به حوزه رسانه و خبر اشاره میکند و میگوید دغدغهاش رساندن محتوای تولیدشده در کشور به مخاطبان جهانی است.. همین نگاه، برایش بهانهای شد تا سراغ یادگیری زبان فرانسه برود؛ زبانی که به باور او بدون شناخت فرهنگ زبان مقصد، ترجمه دقیق ممکن نیست.
او میگوید آشنایی با جمعی از فعالان رسانهای در فرانسه زمینه همکاری مشترک را فراهم کرد.. این همکاری، طبق روایتش، در قالب تولید و انتشار محتوا در فضای مجازی شکل گرفت و تا نوامبر ۲۰۲۴ ادامه داشت.. اسفندیاری توضیح میدهد در نهایت به خاطر انتشار حدود ۳۰ پیام در تلگرام که بخشی از آن در توییتر هم بازنشر شده بود، بازداشت شدند.
اسفندیاری در ادامه، درباره روند قضایی میگوید برای آنها چهار عنوان اتهامی در نظر گرفته شد؛ از جمله «تمجید از تروریسم»، «ترغیب به اقدام تروریستی در فرانسه»، «تحریک به نفرت مذهبی» و «تشکیل باند تبهکارانه».. او تاکید میکند که فعالیتشان صرفاً در حوزه خبررسانی بوده است.. به گفته او، در دادگاه تلاش کردند از خود دفاع کنند و توضیح دهند خبررسانی جرم نیست، اما این دفاعیات پذیرفته نشد.
به روایت اسفندیاری، بعد از صدور حکم و پیش از خروج از دادگاه، محدودیت اداری جدیدی برایش اعمال شد. او میگوید این محدودیتها تا هفتم آوریل ادامه داشت و سپس به او اعلام کردند آزاد است. اسفندیاری میگوید بعد از آن، در کمتر از یک هفته مقدمات بازگشتش فراهم شد و توانست به کشور بازگردد.
این مسیر، برای مخاطب فقط یک روایت شخصی نیست؛ پرسشی است درباره مرزهای تفسیر در فعالیت رسانهای و اینکه چگونه یک کنش کوچک در فضای پیامرسانها میتواند در نگاه نهادهای مختلف، بزرگتر از نیت و زمینه آن دیده شود.. از نگاه تحلیلی، خبررسانی زمانی حساستر میشود که محتوا در شبکههای مختلف بازنشر شود و سپس در چارچوبهایی امنیتی یا کیفری قرار بگیرد؛ موضوعی که در روایت اسفندیاری هم با اشاره به پیامهای تلگرامی و بازنشر در توییتر برجسته میشود.
در سطح انسانی، بازگشت به دانشگاه برای اسفندیاری فقط یک برنامه استقبال نیست.. او در پایان با خرسندی از حضور دوباره در دانشگاه الزهرا(س) میگوید امروز در کنار اساتید و مدیران دانشگاه است و از اینکه دوباره در جمع خانواده دانشگاهی خود حضور دارد خوشحال است.. این جمله، رنگی از آرامش و قطعیت میدهد؛ آرامشی که پس از یک تجربه طولانی و پرفشار، به شکل حضور در محیطی آشنا تجربه میشود.
در نهایت، پیام او درباره دانشگاه، در یک جمله خلاصه میشود: آموزش درست و امانتداری در کار رسانه میتواند سالها بعد هم پشتوانه تصمیمها باشد؛ حتی در لحظاتی که مسیر حرفهای با چالشهای سخت بیرونی برخورد میکند.. دانشگاه الزهرا، در روایت اسفندیاری، نه صرفاً یک محل تحصیل، بلکه «خانه»ای است که به او یاد داده چگونه روایت بسازد و مسئولیتش را جدی بگیرد.